احمد احمدى بيرجندى
74
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )
هم به صورت قبلهء ارباب معنى * هم به معنى كعبهء اهل يقين شد هم ملايك را به هرجا كرد يارى * هم خلايق را به هر حالت مُعين شد هم عدويش وارد قعر جهنم * هم محبّش داخل خُلد برين شد بر خليل از مهر آن خورشيد رحمت * آتش نمرود باغ ياسمين شد در شب معراج ذات عرش سيرش * با احد بود و به احمد همنشين شد 128 كس على را جز خدا نشناخت ، آرى * قابل اين نكته خير المرسلين شد كى تواند عقل بشناسد كسى را * كز طفيلش خلقت آن ماء وطين شد 129 پيش بود از اول و آخر از آن رو * پيشواى اولين و آخرين شد تا فروغى ركن دين گرديد برپا * ظل يزدان ناصر اركان دين شد